انتقال مالکیت

بدون دیدگاه
بازدید
دسته بندی:

انتقال مالکیت

مالکیت به رابطه ‌ای میان شخص یا همان مالک و مال او گفته می ‌شود که به وی این امکان را می ‌دهد تا از مال خود به هر نحوی که تمایل داشت، استفاده نماید . در عین حال این رابطه موجب می گردد تا دیگران از تصرف در مال مورد نظر منع گردند. در حقیقت، مالکیت یک قانون اجتماعی بوده و از نخستین قوانینی می باشد که جوامع آن را پذیرفته و به شهروندان خود منتقل نموده است. انجام برخی اعمال و اقدامات، باعث ایجاد مالکیت می‌ گردد که به آن اسباب تملک می گویند . بر این اساس، اسباب تملک یا مالکیت، به هر عمل یا واقعه حقوقی گفته می شود که هدف از آن ایجاد یا انتقال مالکیت است. قانونگذار در ماده 140 قانون مدنی، این موضوع را مورد بررسی قرار داده است که تملک در چه شرایطی حاصل می‌ شود.

انتقال مالکیت – انعقاد قرارداد برای انتقال مالکیت

معمولا شخص از راه داد و ستد مالک می ‌شود؛ مالی را که به دیگری تعلق دارد، از او می ‌گیرد و مالی را که او به آن نیاز دارد، واگذار می نماید. این داد و ستد از راه تراضی یا توافق انجام می‌ گردد . با وجود این، اثر مهم قرارداد ها ایجاد تعهد است نه تملیک.  قانون مدنی در ماده 183 عقد را این گونه تعریف می نماید : عقد عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در برابر یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد. بر اساس این تعریف، قانونگذار قرارداد را از اسباب ایجاد تعهد می ‌داند.

یکی از مواردی که باعث ایجاد تملک می گردد، احیای اراضی موات می باشد. احیا به معنای آباد کردن آمده است و قانونگذار در ماده 141 قانون مدنی، آن را اینگونه تعریف می‌ نماید. مراد از احیای زمین آن است که اراضی موات و مباحه را به وسیله عملیاتی که در عرف، آباد کردن محسوب می ‌شود، از قبیل زراعت، درختکاری و بنا ساختن، قابل استفاده نماید. همچنین اراضی موات، به زمین ‌هایی گفته می‌شود که مالک ندارد و از آنها انتفاع برده نمی گردد.

 انتقال مالکیت – حیازت اشیای مباحه چیست      

طبق ماده 146 قانون مدنی، «مقصود از حیازت، تصرف و وضع ید یا مهیا کردن وسایل تصرف و استیلا است. حیازت مباحات به تناسب انواع آن متفاوت می باشد ؛ به عنوان مثال، حیازت زمین موات با احیای آن ملازمه دارد و باید بر اثر کارهایی که در عرف مردم آباد کردن محسوب می ‌شود، برای زراعت یا درختکاری یا ساختن بنا قابل استفاده گردد .  این در حالی است که حیازت آب رودخانه‌ ها و ماهی ‌ها از طریق تصرف مادی این اشیا می باشد.  حیازت دفینه به کشف آن و حیازت حیوانات وحشی با شکار کردن آن حاصل می ‌شود. تملک اشیای مباح، ایقاع است و به قصد انشا و رضای حیازت‌کننده نیاز دارد و عمل حیازت شرط تحقق آن است.

انتقال مالکیت

انتقال مالکیت

انتقال مالکیت –   اخذ به شفعه چیست

در اصطلاح حقوقی، اخذ به شفعه به این معنا می باشد که هرگاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی سهم خود را به شخص ثالث بفروشد، شریک دیگر حق دارد، به مقدار ثمن، به مشتری بدهد و مبیع را تملک نماید . هر مالکی می ‌تواند در مایملک خود هر نوع تصرفی را انجام دهد و صرفا با رضایت او است که مالی از ملکیتش خارج و به ملکیت دیگری در می ‌آید.  حال آن که اخذ به شفعه تنها موردی است که با بودن مالک در قید حیات، دیگری می ‌تواند مال او را بدون رضایتش تملک کند؛ در واقع شفعه، از اسباب قهری تملک است.

  انتقال مالکیت ارث در مالکیت

پس از قرارداد، ارث شایع ‌ترین وسیله تملک می باشد . در ارث نیز مانند قرارداد، تملک از راه انتقال صورت می پذیرد اما بر خلاف قرارداد که در آن انتقال با تراضی انجام می گردد ، ارث وسیله قهری انتقال ترکه به بازماندگان متوفی می باشد ؛ اراده مالک بیش از میزان ثلث ترکه در این انتقال قهری اثر ندارد. طبق ماده 867 قانون مدنی، ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث می رسد . در واقع انتقال به حکم قانون صورت می گیرد و اراده متوفی و وارثان هیچ نقشی در این انتقال ندارد.

انتقال مالکیت   مباحات و آب ‌های مباح برای مالکیت

طبق ماده 27 قانون مدنی، اموالی که ملک اشخاص نیست و افراد می ‌توانند آنها را طبق مقررات مندرجه در این قانون و قوانین مخصوصه مربوط به هر یک از اقسام مختلفه آنها، تملک کرده یا از آنها استفاده نمایند، مباحات نامیده می ‌شود؛ برای تملک آب مباح باید آن را حیازت (تصرف) کرد. حیازت آب‌ های روی زمین با کندن مجری و نهر و وصل آن به رودخانه و دریا واقع می ‌شود و حیازت آب ‌های زیر زمین با حفر چاه و قنات ممکن می گردد. ماده 149 قانون مدنی می ‌گوید: هر گاه کسی به قصد حیازت میاه (آب‌ های) مباحه، نهر یا مجری احداث نماید، آب مباحی که در نهر یا مجرای مزبور وارد شود، ملک صاحب مجری است و بدون اذن مالک نمی ‌توان از آن نهری جدا یا زمینی مشروب (آبیاری) نمود. همچنین بر اساس ماده 160 قانون مدنی، هر کس در زمین خود یا اراضی مباحه، به قصد تملک، قنات یا چاهی بکند تا به آب برسد یا چشمه جاری کند، مالک آب آن می گردد و در اراضی مباحه مادامی که به آب نرسیده است، تحجیر محسوب می گردد.

انتقال مالکیت –   تصرف معدن و دفینه

اگر معدنی در اراضی موات و مباحه یافت شود، ملک کسی است که آن را حیازت نموده است. دفینه نیز به مالی گفته می ‌شود که در زمین یا بنایی دفن شده باشد و بر حسب اتفاق و تصادف پیدا شود. مال مدفون در صورتی از مباحات محسوب می‌ شود که مالک خاصی نداشته باشد. اگر کسی برای حفظ اموال خود، آنها را در زمین یا بنا دفن نماید و دیگری آن را بیابد، چنین مالی دفینه محسوب نمی‌ شود. ماده 174 قانون مدنی در این مورد می‌ گوید: دفینه‌ ای که مالک آن معلوم نیست، ملک کسی است که آن را پیدا کرده باشد.

 انتقال مالکیت – شکار حیوانات

حیوانات غیر اهلی از مباحات است و افراد می ‌توانند در اثر حیازت (تصرف) آنها را تملک نمایند . اما اگر حیوان وحشی نیز دارای مالک خاص باشد، با شکار به ملک دیگری در نمی ‌آید.   بنابر ماده 180 قانون مدنی، شکار حیوانات اهلی و حیوانات دیگری که علامت مالکیت در آن باشد، موجب تملک نمی‌ گردد.

 

">

همه چیز درباره اخذ به شفعه 

">

طبقات ارث چگونه است ؟