اراضی جمع ارض می باشد که در ادبیات فارسی به معنای  زمین و اقسام مفاهیم حقوقی اراضی بر این منوال آن را تعریف می کنند .

حقوق اراضی – عناصر اراضی آیش

  • شخص بالفعل مالک داشته باشد.
  • در صورتی که زمین مزروعی باشد.
  • مالک برای مدت معلوم یا محدودی از کشت و زرع آن چشم پوشی کند  اراضی آیش جزاراضی مفروز هر قریه می باشد . یعنی علی الاصول مالک خاص دارد. مگر این که اشاعه به آن عارض شود. برای مثال از طریق  توارث است.

حقوق اراضی – عناصر اراضی بایر

  • اگر بالفعل مالک داشته باشد.
  • اگر مشغول به کشت و زرع و آبادی نباشد.
  • مالک برای مدت نامعلوم و نامحدودی از آبادی آن چشم پوشیده  باشد. اطلاق بایر بر موات به کمک قرینه مجاز می باشد. اراضی بایر علی الاصول مالک خاص دارند مگر این که اعراض مالک از آن ها احراز گردد که در این صورت آن ها را بایر بلامالک می نامند .

حقوق اراضی – انواع اراضی بایر

  • بایر مفروز که مالک خاص داشته باشد (یامالک خاص داشته است).
  • بایر مشاع که عده ای به اشتراک مالک آن بوده یا هستند همانند اراضی دیمکار قریه که به صورت بایر افتاده باشند.

حقوق اراضی – اراضی بیابانی

در بعضی از روستاها مقداری از اراضی اطراف ده را اهالی ده به کمک هم و به طور جمعی احیاء می کنند و چون آب قریه به تمام این قسمت زمین ها نمی رسد هر سال به قرعه بعضی از اهالی ده آن قسمت از این اراضی را که آب به آن می رسد کشت می نمایند . این زمین ها با اراضی مواتی که حریم ده را تشکیل میدهند متفاوت است و ملک اهل ده محسوب می شود و نوعی از اراضی مشاع اهالی ده را تشکیل می دهد.

حقوق اراضی – اراضی جنگلی

زمین هایی که در آن  آثار جنگل از قبیل نهال یا پاجوش یا کنده درختان جنگلی به طور گروهی یا پراکنده وجود دارد .

حقوق اراضی – اراضی خراج

(اراضی آباد دشمن) که از راه به کار بردن نیروهای جنگی به دستور رئیس حکومت به چنگ مسلمانان افتاده است بعد از اخراج خمس آن (یعنی یک پنجم آن )اراضی خراج نام گذاری می شوند و متعلق به عموم ملت اسلام می باشند . خواه در تاریخ فتح آن اراضی زنده باشند خواه در تاریخ فتح آن اراضی زنده باشند خواه بعد به دنیا آیند و عین آن زمین هاغیرقابل انتقال می باشد و قابل افراز نمی باشد و بهره آن ها صرف نیازمندی های عمومی خواهد شد.

حقوق اراضی – اراضی دائر

اراضی آباد و آیش را می نامند در مقابل بائر و موات و اراضی متروکه می باشد .

حقوق اراضی – اراضی ساحلی

زمین های متصل به خط فاصل بین آب دریا و خشکی که از طرف خشکی به ارضی آباد شده محدود می باشد . اراضی ساحلی روشن ترین نمونه اراضی موات می باشد .

حقوق اراضی – اراضی شهری

زمین هایی که در شهر واقع شود هر چند که در آن ها زراعت شود این اراضی مشمول قانون اصلاحات ارضی نمی باشد اما از لحاظ روابط مالک و زارع تابع مقررات اصلاحات ارضی است .

حقوق اراضی – اراضی مباحه

  • اراضی موات
  • اراضی متروکه (نه متروکه شهرداری) که مالکان از آن ها اعراض کرده اند.

حقوق اراضی – عناصر اراضی متروکه

  • سابقه مالکیت خصوصی مسلمی دارد .
  • فعلا مشغول به کشت و زرع و آبادی نیست .
  • مالک سابق از مالکیت آن قهراً یا به اختیار چشم پوشی کرده است مانند زمینی که مالکان آن به زلزله به کلی از بین رفته باشند و ویران افتاده باشد. این اراضی هم از حیث تملک به حیازت و احیا در حکم اراضی موات بوده است.
  • بر اثر توسعه معابر اراضی متروکه معنای دیگری نیز دارد . چنان که بر اثر احداث خیابان حاشیه ناچیز و ناموزونی از زمین ملک اشخاص در خارج از معبر قرار بگیرد و برای مالک هم مفید نباشد این زمین را که ملک شهرداری است متروکه و اراضی متروکه نام گذاری می کنند . در این اصطلاح بایر بلامالک هم استفاده می شود .

حقوق اراضی – اراضی مخروبه چیست

اراضی مخروبه به اراضی بایر می گویند.

حقوق اراضی – اراضی مسلوب المنفعه

اراضی مسلوب المنفعه همان اراضی بایر می باشد .

حقوق اراضی – اراضی مشاعی

  • اراضی بیابانی
  • اراضی موات که حریم ده را تشکیل خواهد داد و اهل ده برای تعلیف دواب و کندن بوته و نظائر این امور جمعا از آن ها استفاده خواهند کرد این مقسمت ملک نیست اما بر اثر توسعه پاره ای از شهرها گاهی در آن، به قصد طعمه بر مفلوک، عرصه تنگ خواهند کرد .
  • اراضی دیمکار که اهالی ده با هم آن را احیاء کردند و هر ساله با تقسیم موقت عده ای در آن ها کشت دیم می نمایند و به طور مشاع مالک عین آن اراضی می باشند . نتیجه این تقسیم را گاهی برزگربخش نام گذاری می کنند . در مقابل اراضی مفروزی استعمال می شود .

حقوق اراضی  – اراضی مفروزی

در اصطلاحات ثبتی اراضی مملوک ده را می نامند که در مالکیت خصوصی اشخاص درآمده در مقابل اراضی مشاعی ده استفاده می شود .

حقوق اراضی – عناصر اراضی موات

  • سابقه مالکیت خصوصی آن مشخص نباشد.
  • مشغول به کشت و زرع و بنا و آبادی نباشد.
  • بالفعل مالک نداشته باشد .

تعریف ماده 27 قانون مدنی ناقص می باشد چون هر زمین معطل که در آن کشت و زرع و آبادی نیست نام آن زمین موات نیست. بلکه امکان دارد جزء اراضی متروکه باشد. موات در لغت‏ به معنى بیجان و مرده‏ می باشد و زمین موات اصطلاحا زمینى است که عمران و آبادى در آن نیست . در تعریف موات در فقه و قانون تفاوتهایى مشاهده می شود . فقها عموما موات را زمینى می نامند که به دلایلی بیکار افتاده باشد.

امام خمینى رحمه الله در تعریف موات فرمودند: «موات زمین معطلى است که انتفاعى از آن برده نمیشود یا به جهت قطع شدن آب آن یا براى استیلاء آبها یا ماسه‏ ها یا شوره نمک یا سنگها بر آن یا به جهت‏ بیشه شدن و پیچیده شدن نى و درختها در آن یا به جهت غیر اینها» . عبارت «به جهت غیر اینها» در تعریف فوق نشان مى‏دهد که علل معطل ماندن زمین حصرى نیست و معطل ماندن زمین به هر جهتى، آن را در شمول تعریف موات قرار میدهد. شهید ثانى در شرح لمعه مشابه این تعریف را ارائه کرده، با این تفاوت که قید «و امثالها» را نیاورده است. این مطلب را نباید دلیلى بر حصرى دانستن علل تعطیل زمین دانست: «زمین موات زمینى است که از آن استفاده نمیشود و به جهت‏ بیکار ماندن آن یا به سبب نیزار شدن آن یا بریده شدن آب از آن یا فرو رفتن آب و مستولى شدن به آن‏»

حقوق اراضی – اراضی دولتی

کلیه زمین‌هایی که به نام دولت دارای سند بوده یا در جریان ثبت به نام دولت می باشد و همچنین کلیه اراضی ملی شده و مواتی که طبق قوانین مصوب و آرا کمیسیون‌های مربوطه متعلق به وزارت مسکن و شهرسازی می باشد اعم از این که به نام دولت ثبت شده یا نشده باشد.

حقوق اراضی – اراضی منابع طبیعی

اراضی تحت پوشش جنگل‌های طبیعی و دست کاشت و مراتع و بیشه‌های طبیعی، نهالستان‌ های دولتی ‌و زمین‌هایی که به نحوی از انحا در رژیم سابق ملی اعلام شده باشد .

حقوق اراضی – اراضی مرتعی

زمینی می باشد که اعم از کوه و دامنه یا زمین مسطح که در فصل چرا دارای پوششی از نباتات علوفه‌ای خودرو باشد و با توجه به سابقه چرا عرفاً مرتع شناخته شود، اراضی که آیش زراعت هستند حتی اگر دارای پوشش نباتات علوفه‌ای خودرو باشند مشمول تعریف مرتع نمی باشند .